صبحانه در کلاس

همزمان با صرف صبحانه ، تدریس درس آداب طعام خوردن انجام شد که جذابیت زیادی برای دانش آموزان داشت. سید مهدی و محمد امین خدرلو هم نمایش خوبی را درباره آداب غذا خوردن اجرا کردند.

کنفرانس مشترک متین رحمانی و علیرضا عبدلی

کنفرانس مجمد امین انبارداران

کنفرانس مشترک ابوالفضل خوش سخن و سید ابوالفضل سید هاشم

همیاران معلم جدید

همیاران معلم جدید را انتخاب کردم. سید مهدی حسینی، محمد امین خدرلو، علیرضا کرمانی، سید ابوالفضل سید هاشم و ابوالفضل خوش سخن. از همیاران معلم قبلی ممنونم.نسبت به اینکه اولین بار است چنین مسئولیتی را داشته اند،خوب عمل کردند و با انگیزه فراوان سعی در کمک به کلاس داشتند.

مراحل درس خواندن(طنز)

 

 

ادامه نوشته

تصاویر متحرک علوم

حرکت مولکول های 

  

   

ادامه نوشته

زلزله

زلزله عبارتست از لرزش زمین در اثر آزاد سازی سریع انرژی که اغلب موارد در اثر لغزش در امتداد یک گسل در پوسته زمین اتفاق می­افتد. انرژی آزاد شده از محل آزاد شدن آن، که کانون نامیده می­شود، بصورت امواج در همه جهتها منتشر می­شود. این موجها شباهت بسیار زیادی به امواج ایجاد شده در اثر فروافتادن یک سنگ در آب آرام یک حوضچه دارد. به همان ترتیب که ضربه سنگ باعث به جنبش درآوردن امواج آب میشود، یک زلزله امواج لرزه­ای را ایجاد می­کند که در زمین منتشر می­شوند.

ادامه نوشته

فوابد و زیان های آتش فشان

فوايد آتش فشان 1-آزاد شدن ا نرژي دروني زمين 2-تشكيل خاك مرغوب حاصلخيز نمودن زمينهايي كشاورزي 3- تشكيل برخي كانسارها و معادن آهن و مس 4- تشكيل چشمه هاي آب گرم كه براي امراض پوستي بسيار مفيد است 5- استفاده از مواد شيميايي حاصل از آتشفشان مانند گوگرد 6- استفاده از انرژي حرارتي آن

 

 

ادامه نوشته

سفر به اعماق زمین

خیلی قدیم تر می گفتندکه زمین روی شاخ گاو قرار گرفته است. حالا بیایید تصور کنیم که سیاره ما یک پیاز عظیم است و کسی دارد آن را می برد تا با چاقوی بزرگش آن را برای سوپ پیاز خرد کند. چون این موضوع یک تصور است، نیازی نیست نگران نصف شدن زمین باشید اما شاید دلتان بخواهد بدانید که وقتی آن شخص زمین را می برد با چه تصویری مواجه می شود.در کتاب های درسی خواندیم که زمین ما از لایه های مختلفی تشکیل شده است؛ هسته، گوشته و پوسته. خب این موضوع تا حدودی درست است اما نه کاملاً. در این سفر به اعماق زمین ما یاد می گیریم که زمین خیلی بیشتر از آن چیزی که قبلاً تصور می شد شبیه پیاز است؛ یعنی لایه های بیشتری دارد.
حالا ما می دانیم که زمین حداقل یک لایه جدید دارد که از موادی با چگالی زیاد تشکیل شده است. این مواد در پایین ترین قسمت گوشته جا خوش کرده اند، یعنی جایی برای هسته و گوشته اسم لایه جدید هم مثل خودش کمی عجیب است؛ «پست پروف اسکیت». (یعنی کانیی که نسل بعدی پروف اسکیت است.) تا قبل از این همه جا گفته و نوشته می شد که هسته زمین از آهن تشکیل شده است، اما حالا باید در این موضوع تجدید نظر کرد. در حقیقت پروف اسکیت یک کانی خاص است که از سیلیکات منیزیم تشکیل شده است. حالا در عمق زیاد بر اثر فشار، پروف اسکیت به میزان زیاد فشرده شده و لایه متفاوتی به وجود می آید. به همین دلیل به آن پست پروف اسکیت می گویند. این مواد چگال علاوه بر آن که وجود یک لایه دیگر را تأیید می کنند باعث می شوند که تکه گم شده ای از یک پازل را تأیید می کنند باعث می شوند تکه گم شده ای از یک پازل هم کشف شود. با وجود این لایه، سفر امواج لرزه ای در داخل زمین به سادگی توضیح داده می شود.

 

DSC-TT0113_01

 

 

پوسته (6 تا 35 کیلومتر)

قاره ها که به وسیله اقیانوس ها از هم جدا می شوند لایه ای است که از سنگ های گوناگون تشکیل شده است. بعضی از این سنگ ها چندین میلیارد سال عمر دارند. این لایه روی قسمت بالایی گوشته شناور است و حرت می کند. اما بخش دیگر پوسته لایه اقیانوسی است که بخش عمده آن از سنگ های سنگین بازالتی تشکیل شده است.

سنگ هایی که از بیرون آمدن ماکمای گوشته در زیر آب و سرد شدن آن به طور دائم تشکیل می شوند. در عوض بخشی از پوسته قاره ای در نواحی فرورانش داخل گوشته فرورفته و ذوب می شود. بیشترین عمر پوسته اقیانوسی به 100 میلیون سال می رسد.

گوشته (35 تا 290 کیلومتر)

سنگ های گوشته بیشتر از ترکیب اکسیژن، سیلیکون و منیزیم ساخته شده اند. با وجود این که بیشتر آن جامد است اما در طول دوران های زمین شناسی این وضعیت فرق می کرده است. در حقیقت سنگ های جامد در قسمت شناور و بر اثر فعالیت های حرارتی مایع می شوند. این بخش فعالیت های گرمایی، حرکت قاره ها و گرمای داخلی زمین را تنظیم می کند.

گوشته بالایی

این لایه از پوسته عمیق تر است پس طبیعی است که حرارت و فشار بیشتری هم داشته باشد. به همین دلیل این قسمت از ترکیبات کریستالی گوناگونی تشکیل شده است. بیشتر این قسمت گوشته به ترتیب از کانی الیوین به عنوان بالاترین لایه، کانی اسپینل اصلاح شده و اسپینل معمولی در پایین ترین قسمت تشکیل شده است.

گوشته زیرین برای مدت یک دهه تصور می شد که گوشته زیرین ساختار یک نواختی دارد. اما داده های جدید نشان می دهند که رفتار قسمت های عمیق تر آن به کلی با قسمت های بالایی تفاوت دارد.

لایه پروف اسکیت

کانی های رایج این منطقه از نظر وزنی تقریباً 70 درصد وزن لایه گوشته را تشکیل می دهند. این کانی ها از انواع کریستالی سیلیکات منیزیم تشکیل شده اند. این مجموعه از کانی ها در مجموع پروف اسکیت نامیده می شوند. تراکم این ناحیه باعث می شود که یون های منیزیم (زرد) به شدت متراکم بوده و به وسیله ساختار چهار وجهی اکسیژن – سیلیکون احاطه شوند. تا قبل از این تصور می شد که ساختار متراکم تری برای این خانواده از کانی ها وجود ندارد.

لایه پست پروف اسکیت

در دما و فشار 300 کیلومتری زیری گوشته پروف اسکیت ساختار جدید پیدا می کند. به این ترتیب منیزیم، سیلیکون و اکسیژن در لایه های مجزا در کنار هم چیده می شوند. فشار و دمای زیاد باعث می شود که تقریباً 5.1 درصد از حجم پروف اسکیت کم شده و گرمای زیادی از تبدیل آن آزاد شود. اتفاقی است که تأثیر زیادی بر سرنوشت و عملکرد داخلی زمین می گذارد. به این ترتیب قطر این لایه ها هرچه از عمر زمین بگذرد بیشتر می شود یعنی؛ در ابتدای تشکیل زمین از آن خبری نبوده است.

هسته (2900 تا 6400 کیلومتر)

حالا سفر ما به هسته زمین رسیده است. اگر لایه جدید را جزئی از هسته به حساب نیاوریم و آن وقت باید گفت که هسته زمین از آهن تشکیل شده است. خیلی قبل تر فکر می کردند که هسته زمین جامد است اما حالا مشخص شده است که قسمت بیرونی مایع است و تنها بخشی از قسمت داخلی هسته بر اثر فشار زیاد جامد است.

هسته میدان مغناطیسی زمین را شکل می دهد و شکل آن بر درک ما از این میدان تأثیر می گذارد. کم شدن تدریجی حجم لایه جدید می تواند فضای لازم برای مایع شدن قسمت بیشتری از هسته را در اختیار بگذارد که می تواند بر میدان مغناطیسی زمین تأثیر بگذارد. در واقع هر روز مقدار بیشتری از لایه پست پروف اسکیت با هسته آهنی زمین مخلوط می شود.

 

کلاس درس استاد شفیعی کدکنی



درس معلم ار بود زمزمه محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

ترتیب عملیات

اولویت عملیات ریاضی


در عبارتهای که از پرانتز ، ضرب و تقسیم ، جمع و تفریق استفاده شده است،ترتیب عملیات در محاسبه ی عبارت عددی به ترتیب زیر است :

1. کروشه یا پرانتز (حاصل آن را از داخلی ترین پرانتز بدست می آوریم)

2. ضرب و تقسیم (از چپ به راست عمل مربوطه را محاسبه کنید)

3. جمع و تفریق (از چپ به راست عمل مربوطه را محاسبه کنید)

تناسب


درصد یک نماد علمی و ریاضی است که برای کسرهایی که دارای مخرج صد هستند و یا مخرجی از مقسوم علیه ها و یا مضرب های صد داشته باشند استفاده می شود و بدان معناست که در صد حالت ممکن چند حالت مطلوب ماست.

 


http://media.ana.ir/Uploaded/Image/13921114134103124172914.jpg

 

- یادآور می شویم که مجموع همه ی درصدها و مرجع همه ی کسرها %100 می باشد.

- هر گاه در یک مسأله کل مقدار را بخواهیم به سهم های غیر مساوی تقسیم کنیم هر یک از آن سهم ها را به صورت یک نسبت از کل مقدار نشان می دهیم. بنا براین برای محاسبه ی مسایل نسبت معمولا با توجه به نوع مسأله، ابتدا مجموع یا تفاضل نسبت ها را به دست می آوریم، سپس با تشکیل یک نظام تناسبی و محاسبه  یکی از فاکتورها را حساب کرده و در نهایت می توان برای محاسبه ی فاکتور دیگر، فاکتور اول را از کل مقدار کسر کم کرد.

1- مبلغ یک صد هزار تومان را به نسبت های دو به سه تقسیم کنید. مجموع نسبت ها: 5=3+2

2- برای تهیه ی یک نوع شیرینی هر 3 کیلوگرم شکر را با 5 کیلوگرم آرد مخلوط می کنیم. اگر بخواهیم 40 کیلوگرم از این شیرینی تهیه کنیم به چه مقدار شکر و چه مقدار آرد نیاز خواهیم داشت؟

مجموع نسبت ها: 8=3+5

3- نسبت زوایا در یک مثلث به صورت 1 به 2 به 3 است. حساب کنید اندازه ی هر یک از این زوایا چقدر است.

مجموع نسبت ها: 6=3+2+1

کل

- به طور کلی منظور از "تناسب" برقراری تساوی میان دو نسبت است و "نسبت" یعنی ارتباط ضربی یا تقسیمی دو شیئ یا دو فاکتور! به بیان دیگر منظور این است که فاکتورها و کمیت های موجود در آن مسأله به صورت متناسب به هم و با یک ضریب مشخص از مبدأ کم یا زیاد می شوند.

- مسایل تناسب به دو دسته ی عمده تقسیم می شوند:

-- نوع اول تناسب مستقیم است و آن تناسبی است که فاکتورها و کمیت ها به یک نسبت و در جهت هم کم و زیاد می شوند. یعنی اگر یکی از کمیت ها و فاکتورها زیاد شود، فاکتور دیگر نیز متناسب با آن زیاد می شود و بالعکس. مانند مثال آرد و شکر برای تهیه ی شیرینی که در سالیان پیش بررسی می شد.

- تناسب معکوس به آن تناسبی گفته می شود که فاکتورها و کمیت ها متناسب با هم و لی در خلاف جهت تغییر می کنند. یعنی با زیاد شدن یکی از فاکتورها، دیگری کم می شود و بالعکس. مانند مثال کارگرها و روزهای کاری آن ها که در سال آینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

- هر گاه علامت = و رابطه ی تساوی میان دو نسبت و یا بین دو کسر متعارفی برقرار گردد، یک تناسب تشکیل می شود که به لحاظ ظاهری دارای چهار جایگاه است و معمولاً یکی از آن مکان ها مجهول و متغیر است.

تناسب به لحاظ معنا و مفهوم دارای مقدارهای معلوم و مجهول و جزئی و کلی است که همیشه مقدارهای جامع و کلی در مخرج و یا پایین تناسب قرار دارد، در حالی که مقدارهای جزئی و سبک تر در بالا و صورت تناسب قرار می گیرند.

نکات حل مسئله ی تناسب:

1- در چهار چوب تناسب همیشه مقدارهای سبک و جزیی بالای جدول تناسب نوشته می شود و مقدارهای سنگین و کلی در قسمت پایین جدول تناسب نوشته می شود.

2- اگر در مسائل تناسب که مربوط به تخفیف کالا می شود قیمت اولیه و کلی را به ما داده باشند ابتدا تناسب می بندیم که بتوانیم مقدار تخفیف را محاسبه کنیم؛ سپس به کمک تفریق تخفیف از کل مبلغ، مسئله را حل  می کنیم.

3- برای حل مسائل تخفیف دار تناسب که قیمت و مقدار اولیه و کلی را نداشته باشیم، ابتدا درصد داده شده را از %100 کم می کنیم، سپس با تشکیل یک تناسب مقدار کلی را حساب می کنیم.

4- در مسائل تناسبی که قیمت کلی و اولیه و هم چنین قیمت پس از تخفیف را به ما داده اند و درصد تخفیف را از ما خواسته اند، جدول تناسبی تشکیل می دهیم که مقدار کل در پایین و مقدار بعد از تخفیف در بالا باشد و در طرف دیگر تناسب، نسبت X/100 تشکیل شده باشد.

مخمر

مخمر موجود زنده ای است که با چشم غیر مسلح دیده نمی شود و باید آن را زیر میکروسکوپ مشاهده نمود. 349 نوع مختلف از مخمرها وجود دارد که می توان شکر را به گاز دی اکسیدکربن الکل تبدیل کنند.
مخمرها ، قارچهای تک سلولی به شکل کروی یا بیضوی هستند. این دسته از قارچها مانند کپک‌ها در طبیعت انتشار وسیع داشته و غالبا می‌توان آنها را بر روی میوه‌ها و برگها به صورت پوشش سفید پودر مانند پیدا کرد. 
آنها معمولا با جوانه زدن تکثیر می‌یابند. در این پدیده ، جوانه بر سطح خارجی سلول مادر بوجود می‌آید و با دراز شدن آن ، هسته سلول مادر تقسیم گشته ، یکی از هسته‌های حاصل بدون جوانه زدن مهاجرت می‌کند. آنگاه مواد دیواره سلولی بین جوانه و سلول مادر بوجود آمده ، سرانجام جوانه از سلول مادر جدا می‌شود. یک سلول مخمر ممکن است با روش جوانه زدن تا 24 جوانه تولید نماید.




مخمر نان

فتوسنتز


برخلاف جانوران، بیشتر گیاهان نیاز ندارند غذا پیدا کنند چرا که آنها می توانند برای خودشان غذا بسازند. گیاهان با استفاده از انرژی خورشید آب و دی اکسید کربن را به یک قند غنی از انرژی به نام گلوکز تبدیل می کنند. این فرایند فتوسنتز نامیده می شود.

معنی فتوسنتز «ساختن چیزها با نور است.» فتوسنتز داخل کپسول هایی در سلول های برگ، به نام کلروپلاست انجام می گیرد.

ساختن غذا و اکسیژن

گیاهان از برگ هایشان استفاده می کنند تا غذا بسازند. اکسیژن هم به عنوان یک محصول جانبی ایجاد می شود. در طول فتوسنتز، برگ های گیاه دی اکسید کربن را از جو می گیرند. برگ ها با استفاده از نور خورشید، دی اکسید کربن را با آبی که از ریشه ها به بالا کشیده می شود ترکیب می کنند تا گلوکز بسازند. اکسیژن هم در این واکنش شیمیایی تولید می شود و از برگ ها به هوای اطراف وارد می شود.

 

سلول های تولید کننده غذا

سلول های مختلف گیاهی وظایف مختلفی را انجام می دهند. سلول های نرده ای و سلول های اسفنجی درست زیر اپیدرم یا بشره (خارجی ترین لایه سلول ها در بدنه گیاهان) واقع شده اند و تولیدکنندگان اصلی غذای گیاه هستند. سلول های طویل نرده ای با کلروپلاست های سبز که فتوسنتز را انجام می دهند احاطه می شوند. سلول های نامنظم و بی قاعده اسفنجی هم کلروپلاست دارند. فضاهای هوای بین سلول ها با دی اکسیدکربن، بخار آب و گازهای دیگر پر شده اند.

زنجیره غذایی

جانوران، جانوران دیگر را می خورند.




یك زنجیره غذایی، توالی موجوداتی است كه در یك جامعه زیست شناسی (اكوسیستم) موجودات دیگر را می خورند تا مواد مغذی به دست آورند. 

یك زنجیره غذایی با منبع انرژی اولیه شروع می شود كه معمولاً خورشید یا مجراهای دریاهای عمیق داغ و در حال جوش است. حلقه بعدی در زنجیره، موجود زنده ای است كه غذایش را از منبع انرژی اولیه تأمین می كند. این موجودات زنده به عنوان مثال گیاهان فتوسنتز كننده ای هستند كه غذایشان را از نور خورشید می سازند (با استفاده از فرایندی به نام فتوسنتز) یا باكتری های شیموسنتز كننده هستند كه انرژی غذاییشان را از مواد شیمیایی، در منافذ آبی-گرمایی می سازند. اینها آتوتروف ها یا تولید كنندگان اولیه نامیده می شوند.

در حلقه بعد موجوداتی قرار دارند كه تولید کنندگان اولیه را می خورند. این موجودات زنده گیاهخواران یا مصرف كنندگان اولیه هستند. مثال این موجودات خرگوش است كه علف می خورد. حلقه بعدی در زنجیره حیواناتی هستند كه گیاهخواران را می خورند. اینها مصرف كنندگان ثانویه نامیده می شوند. 

سطح پیروی: سطح پیروی یك موجود زنده موقعیتی است كه این موجود زنده در یك زنجیره غذایی دارد.

1. تولید كنندگان اولیه (موجودات زنده ای كه غذایشان را از نور خورشید و یا از انرژی شیمیایی در مجراهای دریای عمیق می سازند)، پایه هر زنجیره غذایی هستند. این موجودات زنده آتوتروف ها نامیده می شوند.

2. مصرف كنندگان اولیه جانورانی هستند كه تولید كنندگان اولیه را می خورند. آنها گیاهخوار هم نامیده می شوند.

3. مصرف كنندگان ثانویه، مصرف كنندگان اولیه را می خورند. آنها گوشتخواران و همه چیزخواران هستند (حیواناتی كه هم حیوانات و هم گیاهان را می خورند).

4. مصرف كنندگان ترتیاری، مصرف كنندگان ثانویه را می خورند.

5. مصرف كنندگان كواترنری، مصرف كنندگان ترتیاری را می خورند.

6. زنجیره های غذایی با شكارچیان، یعنی جانورانی كه دشمنی ندارند یا دشمنان كمی دارند، پایان می پذیرد. وقتی موجود زنده ای می میرد، در نهایت به وسیله جانورانی مثل كركس ها، كرم ها و خرچنگ ها خورده می شود و به وسیله تجزیه كنندگان (اكثراً باكتری ها) و نیز تداوم تبادل انرژی تجزیه می شود. 


موقعیت بعضی از موجودات زنده در زنجیره غذایی می تواند هنگامی كه غذایشان متفاوت می شود،فرق كند. برای مثال موقعی كه یك خرس توت می خورد، مثل یك مصرف كننده اولیه عمل می كند. موقعی كه یك خرس یك جونده گیاهخواری را می خورد، مثل یك مصرف كننده ثانویه عمل می كند. موقعی كه خرس ماهی آزاد (سالمون) را می خورد،‌ مثل یك مصرف كننده ترتیاری عمل می كند (این به خاطر این است كه سالمون یك مصرف كننده ثانویه است. چون سالمون شاه ماهی را می خورد كه آن هم زوپلانكتون ها را می خورد، كه زوپلانكتون هم فیتوپلانكتون ها را می خورد كه آنها هم انرژیشان را از نور خورشید به دست می آورند).

تعداد موجودات زنده:

در هر شبكه غذایی، انرژی هر لحظه از دست می  رود. چون كه یك موجود زنده، موجود زنده دیگری را می خورد. به این خاطر باید گیاهان خیلی بیشتری نسبت به گیاهخواران وجود داشته باشد. به این ترتیب تعداد آتوتروف ها از هتروتروف ها بیشتر است و تعداد گیاهخواران از گوشتخواران بیشتر است.


اگرچه رقابت شدیدی بین جانوران وجود دارد، اما یك وابستگی متقابل هم بین آنها وجود دارد. 
موقعی كه یك گونه منقرض می شود، می تواند یك زنجیره كامل از گونه های دیگر را تحت تأثیر قرار دهد و نتایج غیر قابل پیش بینی ای به بار آورد.

تعادل:

هنگامی كه تعداد گوشتخواران در یك جامعه افزایش می یابد، تعداد بیشتر و بیشتری از گیاهخواران را می خورند كه جمعیت گیاهخواران را كاهش می دهد و برای گوشتخواران سخت و سخت تر می شود تا گیاهخواری را بیابند و بخورند و جمعیت گوشتخواران كاهش می یابد. به این شکل، گوشتخواران و گیاهخواران در تعادل نسبتاً پایدار می مانند. چرا که هر جمعیت، جمعیت دیگری را محدود می كند. یك تعادل مشابه بین گیاهان و گیاهخواران نیز وجود دارد.


هر موجود زنده ای برای بعضی از فرآورده ها و فرآیندهای اساسی به طور تغییر ناپذیری به محیط زیست خودش و همچنین به موجودات زنده دیگر وابسته است. پس با توجه به تبادل مواد آلی بین جانوران، گیاهان و جانداران مختلف، تحقیق درباره روابط بین موجودات زنده و رابطه آنها با محیط فیزیکی محل زندگی، خیلی مهم است. به این علم، اکولوژی یا بوم شناسی می گویند.

فرض کنید در محیط طبیعی مثلا کنار یک رودخانه هستید. اگر خوب دقت کنید متوجه می شیوید که آب، سنگها، گل و لای بستر رودخانه، نمکهای حل شده در آب و میزان گازهای موجود در آب، همه  بر زندگی موجودات زنده این محیط موثرند. به مجموعه موجودات زنده و غیرزنده یه محیط که با هم در ارتباط هستند اکوسیستم می گویند. یک آبگیر، یک جنگل، یک چمنزار، ساحل اقیانوس یک جزیره مرجانی و یا یک روستا نمونه هایی از اکوسیستم را تشکیل می دهند.


تبادل انرژی در اکوسیستم:

انرژی خورشیدی توسط گیاهان فتوسنتز کننده در ماده غذایی ذخیره می شود و از این طریق وارد بدن جانوران می شود.

بنابراین در هر اکوسیستمی بین موجودات زنده، رابطه غذایی برقرار می شود.

مثلا فرض کنید که یک گوسفند از گیاه تغذیه می کند و گرگ هم از شکار گوسفند به غذا دسترسی پیدا می کند. می توانیم این رابطه را به این شکل بنویسیم:

گرگ → گوسفند → گیاه


به رابطه غذایی ای که به این شکل بین موجودات زنده مختلف نشان  داده می شود، زنجیره غذایی می گویند.

 

شبکه غذایی: 

وقتی چندتا زنجیره غذایی رو بررسی می کنیم، متوجه می شیم که یک یا چند موجود زنده در اونها مشترکند.

یعنی بین زنجیره های غذایی رابطه ای وجود دارد. مثلا خرگوش و ملخ ممکن است  هر  یک نوع گیاه بخورند یا مثلا عقاب هم مثل روباه خرگوش بخوره حتی پرندگان کوچیکتر که خوراکشون سوسک و پروانه است ، خودشان شکار جانورانی مثل عقاب یا روباه بشوند . مطالعه زنجیره های غذایی نشان دهنده ارتباط غذایی بین حلقه های یک زنجیره با زنجیره دیگر است.

به مجموعه چند زنجیره غذایی که با هم در ارتباط هستند، شبکه غذایی می گویند.

 

 

متمم

 

در دستور زبان فارسی مهم ترین مقوله یی که بدان پرداخته می شود، اجزای جمله است.

در معرفی اجزای جمله  سعی بر آن می شود که نقش های اصلی یعنی نهاد، مفعول ، مسند و متمم و نقش های فرعی چون قید، مضاف الیه و صفت معرفی شود.

شاید بتوان گفت که اجزایی چون : نهاد و مفعول به سادگی در جمله قابل شناسایی است امّا برای شناخت جزیی مانند قید یا انواع متمم نیاز به دقت بیشتری است.

در کتاب های دستورزبان فارسی، اساساً متمم را اسمی دانسته اند که پس از « حرف اضافه » می آید.

باید دانست متمم هر چند اسم یا ضمیری است که پس از حرف اضافه می آید امّا دارای انواعی است و تا انواع آن را نشناسیم ، یافتن آن در جمله ، میسر نخواهد بود. 

انواع متمم :

1- متمم فعل         2- متمم اسم         3- متمم صفت            4 - متمم قید                 5- متمم صوت


 در کلاس ششم شناخت نوع اول برای شما کفایت می کنه.

متمم فعل : که خود بر دو قسم است : یکی مفعول و دیگر متمم قیدی

مفعول ، گروه اسمی یا اسمی است که عملِ فعل متعدی از فاعل به آن سرایت می کند و بدون آن معنی فعل متعدی ناتمام می باشد. مفعول معمولاً با حروف اضافه ی « را» ، « به » و « از » و غیره به فعل مربوط می گردد: هوشنگ را دیدم  ،  کتاب را به فریدون سپردم

متمم قیدی: گروه اسمی یا اسمی است که به یاری حرف اضافه نقش قید را بازی می کند. یعنی چیزی بر معنی فعل بیفزاید . بنابراین از وابسته های افزاینده است: او را در دانشگاه دیده ام.

یک نکته ی ظریف برای مادران

وقتی مادری به کودکی که کار بد کرده است، می گوید: " صبر کن تا بابات شب بیاد بهش می گم چی کار کردی ! " توجه نمی کند که پشت این حرف ، معانی بسیاری وجود دارد .

1. من مادر مقتدر ی نیستم و نمی توانم تو را هدایت و حتی کنترل کنم .

2. من حرمت تو را در مقابل دیگران ، از جمله پدرت ، براحتی زیر پا می گذارم .

3. من راز دار و قابل اعتماد نیستم.

4. زمانی که اشتباه کودک را برای دیگران تعریف می کنید ، در واقع نا خواسته مهر تایید به آن عمل اشتباه می زنید ؛ و کودک شما ، این اشتباه را به عنوان یکی از ویژگیهای شخصیتی خود می شناسد و با خود می گوید : " من اینجوریم دیگه !"

5. انسانی که حرمت او زیر پا گذاشته شده است و به زبان عامیانه ، بی آبرو شده است ، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد ، بنابر این ، کار بد خود را مقابل همگان تکرار می کند.

6. کودک با هوش است و و می فهمهد چه کار بدی حسابی شما می سوزاند ؛ بنابر این ، زمانی که بخواهد از شما انتقام بگیرد، آن کار بد را بطور مرتب تکرار می کند .

7. در صورت ادامه ی این چرخه ، کودک ، گستاخ و لجباز می شود.

نکته مهم اینکه: حتی نصیحت مقابل دیگران هم سرزنش محسوب می شود .

فقط خوبی ها ی کودک را برای دیگران تعریف کنید و بس!

 

قانونبخش پذیری


قانون بخش پذیری بر 1:  همه ی اعداد (به غیر از صفر ) بر یک بخش پذیر هستند.

قانون بخش پذیری بر 2: عددی بر 2 بخش پذیر است که رقم یکانش 0 یا زوج باشد مثال: 20 ، 42 ، 68 ، 10100 بر2 بخشپذیرند.

قانونبخش پذیری بر 3: عددی بر 3 بخش پذیر است که مجموع رقم های آن بر 3 بخش پذیر باشد.

مثال: مجموع رقم های عدد 7512 برابر 15 است و 15 بر 3 بخش پذیر می باشد، بنابراین عدد7512 بر 3 بخش پذیر است.

قانون بخش پذیری بر 4: اعدادی بر 4 بخشپذیرند كه مجموع (یكان + دهگان 2) بر 4 بخشپذیر باشد. 

مثال: 168 (20 بر 4 بخشپذیر است)    20=  8+2 6

قانون بخش پذیری بر 5:  عددی بر5 بخش پذیر است که رقم یکانش بر5 بخش پذیر باشد.

مثال: اعداد65، 240 و 800  بر5 بخش پذیر هستند.

قانون بخش پذیری  بر 6: عددی بر 6 بخش پذیر است که هم بر2 وهم بر 3 بخش پذیر باشد.    ( 3 ×  2 = 6)

مثال: عدد 132 هم بر 2 و هم بر 3 بخش پذیراست. پس بر 6 نیز بخش پذیر است.

قانون بخش پذیری  بر 7: سه قاعده می توان بیان كرد كه از قاعده سوم برای اعداد نسبتا بزرگ می توان استفاده كرد.

1. اعدادی كه اگر رقم یكان آنها را 5 برابر كرده وبا بقیه ارقامش جمع كنیم حاصل بر 7 بخپذیر باشد.

مثال: 161          21=16+1 5

2. اعدادی كه اگر رقم یكان آنها را 2 برابر كرده و از بقیه ارقامش كم كنیم  حاصل بر 7 بخشپذیر باشد.

مثال: 2324       224=2 4-232 .   224 بر 7 بخشپذیر است. چون:  14=4 2-22

3. اعدادی كه اگر عدد را به صورت سه رقم سه رقم از سمت راست جدا كرده و شماره گذاری كنیم و سپس جمع سه تایی هایی زوج را از جمع سه تایی های فرد كم كنیم حاصل بر 7 بخشپذیر باشد.

مثال: 21784  763=21- 784   و  70=2 3-76    

–قاعده بخش پذیری بر 8: اعدادی بر 8 بخشپذیرند كه مجموع ( یكان + دهگان 2+ صدگان 4 ) بر 8 بخشپذیر باشد.

مثال: 136          16=6+ (2 3) + (1 4)

 

قانون بخش پذیری  بر 9: عددی بر 9 بخش پذیراست که مجموع رقم هایش بر9 بخش پذیر باشد.

مثال: عدد ۵148 بر 9 بخش پذیراست. زیرا مجموع رقم های آن یعنی 18 بر 9 بخش پذیر است.

قانون بخش پذیری بر 10: عددی (به غیر از صفر) بر 10 بخش پذیر است که رقم یکان آن صفر باشد.

مثال: اعداد 70  ، 1200 و  810  بر 10 بخش پذیر هستند.

قانون بخش پذیری  بر 11 : اعدادی بر 11 بخشپذیرند كه اگر رقم های آنها را یكی در میان جمع كنیم و جواب ها را از هم كم كنیم حاصل بر 11 بخشپذیر باشد. مثال:  651211           8= 6+1+1 و 8=1+2+5  و 0=8- 8  ( صفر به غیر از خودش به تمام اعداد بخشپذیر است.)

 قانون بخش پذیری  بر ۱۲: عددی بر ۱۲بخش پذیر است که بر ۳و ۴بخش پذیر باشد.

مثال: اعداد ۷۲و  ۱۲۰و ۴۸۰بر ۱۲بخش پذیر هستند.

 قانون بخش پذیری  بر ۱۳: 1. اعدادی كه اگر 9 برابر یكان آنها را از بقیه ارقامش كم كنیم حاصل بر عدد 13 بخشپذیر باشد.

2. اعداد كه اگر 4 برابر یكان آنها را با بقیه ارقامشان جمع كنیم حاصل بر 13 بخشپذیر باشد.

قانون بخش پذیری  بر 14: عددی بر 14 بخش پذیر است که   بر 2 و 7 بخش پذیر باشد. ( 7 × 2 =  14)

مثال: عدد ۳۵۴۲ هم بر 2 وهم بر7 بخش پذیر است. پس بر 14 نیز بخش پذیر است.

قانون بخش پذیری  ۱۵: عددی بر ۱۵ بخش پذیر است که بر ۳ و ۵ بخش پذیر باشد. ( ۵× ۳ = ۱۵)

مثال: عدد ۴۳۵۰ هم بر ۳ و هم بر ۵ بخش پذیر است. پس  ۴۳۵۰ بر۱۵نیز بخش پذیر است.

 

قاعده بخش پذیری بر 17: –اعدادی بر 17 بخشپذیرند كه اگر رقم یكان آنها را 5 برابر كرده و از بقیه ارقامش كم كنیم حاصل بر 17 بخشپذیر باشد. 

مثال: 187    17= 18-7 5

–قاعده بخش پذیری بر 19: اعدادی بر 19 بخشپذیرند كه اگر رقم یكان آنها راذ 2 برابر كرده و با بقیه ارقامش جمع كنیم حاصل بر  19 بخشپذیر باشد.

قاعده بخش پذیری بر 23:– اعدادی بر 23 بخشپذیرند كه اگر رقم یكان آنها را 7 برابر كرده و با بقیه ارقامش جمع كنیم حاصل بر 23 بخشپذیر باشد.

تمرکز حواس در کلاس



یکی از شایع ترین مشکلها، عدم تمرکز حواس در کلاسهای درس است.

اگر شما بتوانید در همان کلاس، تمامی مطالب را بگیرید، خود باعث می شود که حجم عمده ای از فعالیت مطالعه شما در منزل کاسته شود. شاید تا به حال با افرادی برخورد کرده باشید که فقط در کلاس حضور می یابند و بسیار کم در منزل مطالعه می کنند.

معمولاً شما در این حالت به خود و اطرافیان خود می گویید: نمی دانم چرا با این که من ساعتها در منزل درس می خوانم یک دهم آن را هم نمی خواند، همیشه نمره های من از او کمتر است. شما باید توجه داشته باشید که مدت زمان مطالعه شما مطلقاً مهم نیست بلکه زمان مطالعه مفید و متمرکز شماست که مهم است.

علاوه بر این، درصد مهم و عمده ای از یادگیری در کلاس درس صورت می گیرد. شاید خودتان تجربه کرده باشید که آموختن درسی که زمان تدریس آن، شما در کلاس حاضر نبوده اید، چقدر دشوار است. ( روی ادامه مطلب کلیک کنید)

تکنیکهای حضور فعال در کلاس

۱.همراهی با معلم:

بسیار مهم است که خودتان را با سرعت، نحوه و شیوه تدریس معلم هماهنگ سازید و با او حرکت کنید. هماهنگ نبودن با سرعت و روش و بیان معلم، شما را از جذب مطالب بعدی محروم می کند. آنچه که در همراهی معلم مهم است، در وهله اول، خوب شنیدن است. اغلب شما با آنکه صدای معلم را به وضوح نمی شنوید یا گفتار سخنران را متوجه نمی شوید از این که از او بخواهید درباره آن مطلب را رساتر و واضح تر بیان کند، واهمه دارید. گاهی صدای سخنران به انتهای کلاس نمی رود، گاهی تند و گذرا صحبت می کند گاهی صحبتش نامفهوم است و برخی اوقات نیز به مطلبی در گذشته استناد می کند که شما از آن هیچ اطلاعی ندارید. یادتان باشد شما برای این به کلاس آمده اید که مطلبی را فرا بگیرید و معلم هم دقیقاً همین را می خواهد. بنابراین اگر کوچکترین ابهام یا عدم وضوحی را در مطلب یا صدای معلم احساس کردید، باید شهامت از او بخواهید که مطلب را دوباره بگوید.

سؤال کردن از معلم گناه نیست و نباید احساس گناهی را هم به دنبال داشته باشد. به ویژه دانش آموزان دوره ابتدایی خیلی از سؤال کردن بیم دارند. بسیاری از وقتها پیش می آید که مثلاً معلم تکلیفی را به بچه ها می گوید که برای فردا انجام دهند و دانش آموز درست متوجه این تکلیف نمی شود، با وجود این چون می ترسد که سؤال کند، چیزی نمی گوید و چه بسا که فردا به خاطر انجام ندادن آن تکلیف مؤاخذه و تنبیه شود.

دوباره تأکید می کنیم که اگر نکته ای را متوجه نشدید یا نشنیدید، حتماً بپرسید چه بسا که آن نکته کلیدی بوده، تمام درس آن روز وابسته به همان نکته باشد.

۲. شنونده ای فعال باشید:

بهترین و مؤثرترین راه برای این که شما یک شنونده فعال باشید این است که یادداشت بردارید. چه، نیاز به یادداشت برداری را سر کلاس احساس می کنید چه نمی کنید، حتماً از صحبت معلم، یادداشت بردارید.

یادداشت برداری داخل کلاس

شب قبل از کلاس یک مطالعه اجمالی و یک بررسی ابتدایی از درس، انجام دهید. این کار را برای کسب اطلاعات اولیه و هشیاری ذهنی در کلاس بسیار مفید است. اگر شما بدون هیچ مطالعه ای سر کلاس درس حاضر شوید، وقتی معلم می گوید امروز درس ما در مورد "تولید کاغذ" است و شما هم نه از قبل درباره "تولید کاغذ" چیزی می دانید نه نگاهی اجمالی به کتاب انداخته اید، تا چند لحظه خود را در کلاس بیگانه احساس می کنید. خود را کاملاً گیج می بینید و این حالت، خود باعث می شود که نسبت به این درس بی علاقه شوید و به سرعت تمرکز حواستان را از دست بدهید و ذهنتان را به سیر در جاهای دیگر مشغول سازید.

درست بر عکس، اگر شما با مطالعه اولیه سر کلاس حاضر شوید، احساس خیلی خوبی در کلاس خواهید داشت، ذهنتان مشتاق است، می خواهید هرچه سریعتر از راز "تولید کاغذ" سر در بیاورید و در نتیجه تمرکز حواسی عالی پیدا می کنید. حالا که شما با این آمادگی ذهنی و کنجکاوی و علاقمندی، دارید به صحبتهای معلم گوش می کنید، هر نکته ای را که فرا می گیرید یادداشت کنید.

نوشتن یک جمله از صحبتهای معلم عملاً شما را از گوش دادن و درک جمله بعدی باز می دارد. شما به هیچ عنوان نباید جمله ای یادداشت کنید بلکه باید به صورت اشاره ای و مختصر از واژه های کلیدی استفاده کنید که چون جرقه ای تمام موضوع را به یاد شما می آورد.

به جای همه اینها چند کار مهم انجام دهید:

اول این که بارذهنی خود را در کلاس لحظه به لحظه تخلیه می کنید و نکته ای را که فرا می گیرید یادداشت می کنید و ذهن خود را همچنان باز و گسترده و خالی نگاه می دارید. یعنی شکل حضور شما در پایان کلاس با شروع کلاس چندان تفاوتی نمی کند.

دوم این که چون خودتان را ملزم می دانید هرچه را که فرا می گیرید به سرعت بر روی کاغذ بیاورید، ذهن شما در یک حالت آماده باش قرار می گیرد و شما از تمرکز حواسی عالی برخودار می شوید و کاملاً از خود مراقبت می کنید که چیزی را جا نیندازید. فقط کافی است که یک بار این عمل یادداشت برداری را به شیوه درستی که گفتیم تجربه کنید تا ببینید که چقدر برایتان لذت بخش است. حتی کم کم به شکل یک بازی مهیج برایتان در می آید. این شیوه یادداشت برداری به صورت کمی حرفه ای تر و ماهرانه تر در خبرنگاران دیده می شود که در مصاحبه های خود از گفته های سخنران یادداشت برداری می کنند و سپس خود از گفته های سخنران یادداشت برداری می کنند و سپس از روی آن، متن را تصحیح می کنند و اما سومین فایده یادداشت برداری این است که باعث می شود شما سر کلاس خواب آلوده نشوید و چرت نزنید به ویژه در اوقاتی که معلم یا سخنران بسیار آرام و ملایم و حتی کمی خسته کننده درس می دهد و شیوه تدریس او برای شما درگیری ذهنی لازم را ایجاد نمی کند. شما با یادداشت برداری، حضور خودتان را در کلاس مهیج تر و مؤثرتر می کنید.

بسیار بعید است که کسی به این شیوه در کلاس یادداشت برداری کند و خوابش بگیرد. شما وقتی سر کلاس خوابتان می گیرد که ذهنتان ساکت و ساکن شود. معلم در شما درگیری ذهنی ایجاد می کند و خود به خود به این کار مشغول می شوید. به ویژه وقتی سخنران از نوع سخنرانان آرام و ساکن است، شما باید یادداشت برداری را جدی تر بگیرید. نگویید: من این مطلب را بلدم و نیازی به یادداشت کردن ندارم. نگویید: من همه این مطالب را هم اکنون به حافظه ام می سپارم و نیازی نیست که یادداشت کنم و . . .

شما می دانید که یکی از مهمترین اهداف یادداشت برداری در کلاس، همین زنده و هشیار بودنتان سر کلاس است. یک مانع بزرگ مطالعه اجمالی قبل از کلاس و کسب اطلاعات پیش از حضور در کلاس می تواند یک اشکال بسیار بزرگ تولید کند و آن: رقابت با معلم است. به عبارت بهتر: به مبارزه طلبیدن معلم. به این شکل شما ذهن خود را مدام متوجه دانسته های خود می کنید و منتظرید تا در اولین فرصت آنها را بیان کنید و یا این که عمداً سؤالی می کنید که فقط نشان دهید مطلب را پیشاپیش می دانید. یادتان باشد که هدف از کسب اطلاعات اولیه فقط ایجاد یک نوع کنجکاوی و علاقمندی و تمرکز حواس است برای گوش دادن و یاد گرفتن بیشتر نه برای صحبت کردن و خودنمایی بیشتر. برای این که ذهنتان خالی باشد اطلاعات خود را قبل از کلاس بر روی کاغذ بیاورید و بالای آن هم بنویسید: هدف من این است که با گوش دادن به درس امروز، این اطلاعات ناقص خود را کامل تر کنم. وقتی این را می نویسید در خود میل بیشتری را برای فراگیری ایجاد می کنید و با خود تعهد می کنید که سخن نگویید. قرار است ما در کلاس، یک شنونده فعالی باشیم نه یک سخنران مبارز.

به هیچ عنوان در لحظه حضورتان در کلاس، اطلاعات قبلی خود را با اطلاعات معلم مقایسه نکنید. این مقایسه، ذهن شما را به خود مشغول می کند و دقایقی حواس شما را پرت می کند. مقایسه اطلاعات خودتان با اطلاعاتی که سر کلاس از معلم می گیرید، فقط باید در چند دقیقه پایان کلاس و یا حتی بعد از آن صورت گیرد. اگر سر کلاس این مقایسه را انجام دهید اگر احساس کنید این دو با هم تفاوت دارند، تمرکز حواس خود را از دست می دهید و حواستان پرت می شود. در حالت اول، شادی و شعف و هیجان ذهنی، عامل حواس پرتی شماست و در حالت دوم، احساس متفاوت بودن دانسته های قبلی شما از اطلاعات معلم، ذهن شما را بر انگیخته می کند که سؤالی کنید و حتی شاید تمایل داشته باشید که به نوعی دانسته های خودتان را توجیه کنید که این موجبات حواس پرتی شما را فراهم می کند.

از چه چیزهایی یادداشت برداریم؟

یادداشت برداری در کلاس، سه شاخه دارد.

– شاخه اول، یادداشت برداری از نکات مهمی است که معلم می گوید که در مورد آن توضیح دادیم.

– شاخه دوم، یادداشت برداری از سؤالاتی است که به ذهنتان می رسد. البته اگر روند کلاس آرام و طرح سؤال در طول کلاس مجاز باشد، ما توصیه می کنیم سؤال خود را فوراً بپرسید. اما اگر معلم بگوید به سؤالات شما در آخر کلاس پاسخ می دهم، مطلقاً سؤال خود را رها نکنید. حتماً آن را مختصراً در گوشه ای بنویسید که آخر کلاس بپرسید. اگر بگویید: بعداً آن را می پرسم و یادداشت نکنید، تا پایان کلاس ذهن شما را مشغول می کند و این مانع فراگیری اطلاعات بعدی با تمرکز عالی می شود. به ویژه اگر سؤالتان برای شما جالب و جذاب باشد مدام در طول کلاس به پردازش سؤالتان مشغول می شوید و منتظرید که کلاس به پایان برسد و سؤال جالب خود را مطرح کنید. خیلی از اوقات، حتی این انتظار، ما را به جایی می رساند که دیگر دریافت پاسخ برایمان اهمیت چندانی ندارد بلکه فقط می خواهیم از طرح این سؤال جالب در حضور دیگران با صدای بلند لذت ببریم. به ویژه اگر بدانیم آفرین و تحسین معلم را هم به دنبال خواهد داشت. بنابراین حتماً سؤال خود را یادداشت کنید. بار ذهن خود را سبک کنید و به گوش دادن و یادداشت برداری از گفته ها ادامه دهید.

– شاخه سوم، یادداشت برداری از عوامل حواس پرتی است. سر کلاس درس هم به احتمال فراوان، افکار زیادی در ذهن شما غوطه می خورند که ذهن شما را منحرف می کنند. در گوشه ای، از آنچه که حواس شما را پرت می کند، یادداشت برداری کنید. در بالای این یادداشت بنویسید آنچه که باید پس از کلاس به آن فکر کنم یا انجام دهم. اگر بخواهید این کار را هم به تأخیر بیاندازید، یا به حافظه بسپارید و یادداشت نکنید، باز میدان ذهنی خود را تا پایان کلاس، اشغال می کنید. یادمان هست که قلم و کاغذ مهمترین ابزار برای تمرکز حواس هستند.

نقش فرمان ذهنی

نقش فرمانهای ذهنی در تمام موفقیتهای زندگی و از جمله موفقیتهای تحصیلی بسیار مهم است.قبل از این که به کلاس بروید، برای خود هدف تعیین کنید. به ذهن خود بگویید که چرا به کلاس می روید، آیا فقط برای این که برایتان غیبت ثبت نشود می روید؟ آیا برای خندیدن می روید؟ آیا برای چرت زدن می روید؟ و یا این که قصد دارید چیزی را بفهمید و یاد بگیرید؟ اگر این طور است دقیقاً برای خود مشخص کنید که می خواهید چه چیز را یاد بگیرید و در جستجوی چه هستید؟

همین برنامه ذهنی که قبل از کلاس به خود می دهید، تمام فعالیتهای شما را در کلاس پیرو خود می سازید. بنابراین کلاس را جدی بگیرید و قبل از حضور در آن به ذهن خود برنامه ای جدی بدهید. دقیقاً مشخص کنید که می خواهید چه چیزی از این کلاس یاد بگیرید. این موضوع به موفقیت شما بسیار کمک خواهد کرد. یادتان هست که در تعیین هدف، گفتیم هدف باید جزیی، روشن و دقیق باشد. پس به ذهن خود بگویید که چه مطلبی را می خواهید بیاموزید. درخواستی مشخص از ذهن خود داشته باشید. مثلاً به خود بگویید: امروز می خواهم بفهمم واقعاً چرا و چطور رعد و برق ایجاد می شود؟ امروز می خواهم بدانم چطور می توان از یک عدد اعشاری، جذرگرفت؟ و . . . هدف خود را از حضور در کلاس با صدای بلند یا در ذهن خود، برای خود کاملاً مشخص سازید.

فرمانهای ذهنی منفی و مخرب به ذهن خود ندهید. مثلاً همان فرمان “امروز به کلاس می روم که بخندم.” یا “بروم ببینم چه می شود.” یا ” بروم که غیبت نخورم.” و . . . وقتی این فرمانها را به ذهن خود می دهید، در واقع به آن، این برنامه را داده اید که: هیچ چیز یاد نگیر. وقتی هدف خود را از حضور در کلاس، خندیدن معرفی می کنید، تمام فکر شما به رویداد طنزآمیزی که در کلاس پیش می آید، متمرکز می شود و یا سرگردان به هر موضوعی واکنش نشان می دهید و توجه می کنید و قادر نیستید بر درس که مسلماً هدف اصلی حضور شما در کلاس است، تمرکز پیدا کنید.

 

با توجه به همه این نکات که گفتیم، شما از این پس: ابتدا در منزل مطالعه ای اجمالی بر مطالبی که می خواهند تدریس کنند، خواهید داشت. سپس قبل از ورود به کلاس، فرمان ذهنی دقیقی را به مغز خود می دهید و ذهن خود را از حضور در کلاس هدفدار می کنید. بعد از ورود به کلاس مانند یک شنونده فعال به درس گوش می دهید و یادداشت برداری می کنید. اگر هم سؤالی داشتید یا در طول کلاس می پرسید و یا آن را ثبت می کنید و در آخر کلاس از معلم سؤال می کنید. به این ترتیب شما حضور متمرکز و فعال و مثمر ثمری در کلاس خواهید داشت و درصد مهمی از یادگیری مطلب را همان سر کلاس به دست خواهید آورد.